|
|
|
راز ( The Secret ) گزیده ای از کتاب راز :نوشته راندا برن
هر چه در بالا، همان در پایین. هر چه در درون، همان در بیرون.
تمام ما با قدرت نامحدودی که در درون مان وجود دارد فعالیت می کنیم. همه ما با قوانین یکسانی زندگی مان را هدایت می کنیم. قوانین طبیعی این دنیا به قدری دقیق هستند که ما براحتی سفینه فضایی می سازیم، افراد را به کره ماه می فرستیم و زمان فرود آنها روی کره ماه را با دقت صدم ثانیه تعیین می کنیم. هر چیزی که وارد زندگی ات می شود خودت آن را به درون زندگی ات جذب می کنی و آن چیز به خاطر تصویرهای ذهنی ات به طرفت جذب می شود. این تصاویر همان افکار تو هستند. به هر چیزی که فکر کنی به طرفت جذب می شود.
قانون جذب : بزرگترین و خطا ناپذیرترین قانونی که کل نظام خلقت به آن وابسته است.
فکر می کنی چرا درآمد یک درصد از جمعیت حدود96 درصد تمام پولی است که همه مردم به دست می آورند؟ آیا فکر می کنی این مسئله تصادفی است؟ نه، برنامه ریزی شده است. این افراد چیزی را می دانند. آنها راز را می دانند و حالا تو هم با راز آشنا می شوی. ساده ترین شکلی که قانون جذب را برای خودم تجسم می کنم این است که خودم را یک آهنربا تصور کنم: همانطور که آهن ربا، آهن را جذب می کند، من هم شبیه افکار خودم را به طرف خودم جذب می کنم. آیا تا بحال شده که درباره چیزی که تو را ناراحت می کند فکر کنی و هر چه بیشتر به آن فکر کنی بیشتر ناراحت بشوی؟ دلیل این مسئله این است که وقتی دائم به یک موضوع فکر کنی، قانون جذب فورا افکار مشابهی را به طرفت جذب می کند. ظرف چند دقیقه به قدری افکار منفی مشابه به طرفت می آیند که اوضاع را نسبت به قبل بدتر می کنند. در نتیجه هر چه بیشتر به ان مسئله فکر کنی، بیشتر ناراحت میشوی.
تو به همان چیزی تبدیل می شوی که بیشتر اوقات به آن فکر می کنی
زندگی تو در حال حاضر انعکاس افکار گذشته توست. این افکار مواردی را که خیلی بزرگ و مهم می دانسته ای و نیز چیزهایی که زیاد هم آنها را مهم به حساب نمی آوردی شامل می شود. از زندگی ات به راحتی می شود دید که افکار غالب تو در هر جنبه ای چه بوده اند چون این افکاری است که آنها را تجربه کرده ای. تا به حال که این طور بوده است!
هر چیزی را که در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست هایت خواهی داشت
قانون جذب را می توان در چهار کلمه ساده خلاصه کرد: افکار واقعیت پیدا می کنند! این جمله را با خودت تکرار کن و بگذار در ضمیر خودآگاهت ثبت شود. افکارت واقعیت پیدا می کنند!
ارتعاشات نیروی های ذهنی ظریف ترین ارتعاشات و در نتیجه قوی ترین آنها در عالم خلق هستند.
پس چرا همه مردم آنطور که دلشان می خواهد و آرزو می کنند نمی توانند زندگی کنند؟ مشکل اینجاست که بیشتر مردم به چیزهایی فکر می کنند که نمی خواهند و تعجب می کنند که چرا این چیزها مدام در زندگی شان پیدا می شوند. بلای فرا گیری وجود دارد که به مراتب بدتر از طاعون است و قرن هاست که شایع است. این بیماری همه گیر بیماری << نمی خواهم >> نام دارد. وقتی مردم بیشتر درباره چیزی که نمی خواهند فکر می کنند، حرف می زنند و روی آنها تمرکز می کنند این بیماری را فعال نگه می دارند. اما نسل ما تاریخ را تغییر خواهد داد چون دارد به دانشی دست پیدا می کند که می تواند ما را از این بیماری همه گیر نجات بدهد. این دانش با تو شروع می شود و تو می توانی در این جریان جدید فکری پیشگام باشی برای این کار کافی است فقط درباره چیزهایی فکر و صحبت کنی که می خواهی، نه آن چیزهایی که نمی خواهی.
وقتی افکارت را روی چیزی که می خواهی متمرکز می کنی و در حالت تمرکز باقی می مانی، در این لحظه با قوی ترین نیروی دنیا آنها را طلب می کنی. قانون جذب کلمه هایی مثل << نمی خواهم >>، << نه >> یا << هیچ >> یا هر کلمه منفی دیگری را به حساب نمی آورد. بنابراین وقتی این کلمات منفی را به زبان می آوری: ((نمی خوام چیزی روی لباسم بریزم و کثیفش کنم)) چیزی که قانون جذب دریافت می کند این است: ((می خوام روی لباسم چیز بریزم و کثیفش کنم و بازم این کار رو بکنم)) (( نمی خوام دیر برسم)) (( می خوام دیر برسم )) (( نمی خوام جر و بحث کنم )) (( می خوام بازم جر و بحث کنم )) (( با من اینطوی حرف نزن )) (( دوست دارم با من همین طوری حرف بزنی و بقیه هم با من همین طوری صحبت کنن )) پس قانون جذب به تو همان چیزی را می دهد که به آن فکر می کنی. همین و بس.
قانون جذب قانون آفرینش است. فیزیک کوانتوم به ما می گوید که تمام دنیا از فکر زاده شده است.
اگر از قانون جذب سر در نمی آوریم نیازی نیست آن را رد کنیم. همین طور که ممکن است از نیروی برق چیزی سر در نیاوریم اما از فواید آن استفاده کنیم. من نمی دانم قانون جذب چطور عمل می کند ولی این نکته را می دانم که می شود با نیروی برق برای کسی کباب درست کرد و همین طور می شود با صندلی الکتریکی همان فرد را کباب کرد!
یک فکر مثبت صدها مرتبه قوی تر از یک فکر منفی است.
ضروری است از افکارت با خبر شوی و آنها را به دقت انتخاب کنی و باید از این کار لذت ببری چون تو شاهکار زندگی خودت هستی. تو میکل آنژ زندگی خودت هستی. مجسمه داودی که می تراشی خود تو هستی.
راز به زبان ساده در دنیایی زندگی می کنیم که در آن علاوه بر قانون جاذبه قوانین دیگری هم وجود دارند. اگر از ساختمانی پرت بشوی، اهمیتی ندارد که آدم خوب یا بدی هستی چون در هر صورت به زمین برخورد خواهی کرد. قانون جذب یک قانون طبیعی است و مثل قانون جاذبه بی طرف است. این قانون دقیق و بی عیب است.
بیشتر ما چیزها را بر اساس پیش فرض هایمان به طرف خودمان جذب می کنیم و هیچ تصمیم یا انتخاب دیگری که باعث شود اتفاقات به شکل دیگری رخ بدهند نداریم. فکر می کنیم کنترلی روی جریان های زندگی نداریم. افکار و احساسات مان به طور خودکار هدایت می شوند و چیزها بر اساس پیش فرض هایمان به طرف ما جذب می شوند.
کنترل کردن تمام فکرهایی که داریم غیر ممکن است. محققان می گویند که ما هر روز حدود شصت هزار فکر داریم. می توانی تصور کنی که کنترل کردن تمام این شصت هزار فکر چقدر خسته کننده است؟ خوشبختانه راه راحت تری وجود دارد و آن کنترل احساسات است. احساسات به ما امکان می دهند بدانیم داریم به چه فکر می کنیم.
افکار تو علت اصلی همه چیزها هستند. هر چیز دیگری که در این دنیا می بینی معلول است و این شامل احساسات تو هم می شود. افکار تو همیشه علت هستند و بقیه معلولند.
افکار تو فرکانس تو را تعیین می کنند و احساسات تو فورا می گویند روی چه فرکانسی قرار داری. وقتی احساس بدی داری، روی فرکانسی هستی که چیزهای بد بیشتری را جذب می کنی. قانون جذب مجبور است با فرستادن تصاویر بیشتری از چیزهای بد و چیزهایی که باعث می شوند احساس بد پیدا کنی به افکار بد تو پاسخ بدهد.
وقتی احساس خوبی داری، داری آینده ای را می سازی که در جهت رسیدن به آرزوهایت است. وقتی احساس خوبی نداری، داری آینده ای را می سازی که در جهت آرزوهایت نیست. همین طور که کارهای روزنه ات را انجام می دهی، قانون جذب در هر لحظه مشغول کار است. هر چیزی که احساس می کنیم و به هر چیزی که فکر می کنیم آینده ما را می سازد. اگر نگران هستی یا می ترسی، ترس و نگرانی بیشتری را در آن روز وارد زندگی ات می کنی.
احساسات ما یک مکانیسم بازخورنده است که با دادن فیدبک ( پاسخ ) به ما نشان می دهند آیا در مسیر درست قرار داریم یا از آن خارج شده ایم.
همه ما روزها و اوقاتی را تجربه کرده ایم که کارها یکی بعد از دیگری خراب می شوند. این واکنش زنجیره ای، چه از آن آگاه باشیم یا نباشیم، با یک فکر شروع می شود. این یک فکر منفی افکار منفی بیشتری را جذب می کند، فرکانس تو در این افکار منفی زندانی می شود و در نهایت، اولین کار خراب می شود. بعد وقتی نسبت به این کاری که خراب شده واکنش نشان می دهیم کارهای بیشتری خراب می شوند.
فهرستی از احساس عوض کن های شخصی تهیه کن و آنها را در ذهنت داشته باش. منظور من از احساس عوض کن های شخصی چیزهایی است که می توانند در یک چشم به هم زدن حال و هوای تو را عوض کنند. مثلا مرور خاطرات زیبا، اتفاقات خوش آینده، لحظات شاد گذشته، طبیعت، فکر کردن به کسی که دوسش داری و یا گوش دادن یا زمزمه کردن موسیقی مورد علاقه ات. بنابراین هر وقت دیدی ناراحت، دمق، عصبانی یا مایوس هستی و یا احساس خوبی نداری، نگاهی به فهرست احساس عوض کن هایت بینداز و روی یکی از آنها تمرکز کن. ظرف یکی دو دقیقه با تغییر دادن فکرت احساسات و فرکانس فکرت را عوض می کنی.
در دنیا نیرویی قوی تر از نیروی عشق نیست. احساس عشق بالاترین فرکانسی است که می توانی منتشر کنی. اگر بتوانی تمام افکارت را در لفافی از عشق بپیچی، اگر بتوانی همه چیز و همه کس را دوست داشته باشی، زندگی ات متحول می شود.
فکری که سرشار از عشق باشد شکست ناپذیر می شود
این زندگی توست و منتظر تو بوده تا آن را کشف کنی! شاید تا حالا فکر میکرده ای که زندگی سخت و مثل یک مبارزه است و مطابق قانون جذب زندگی ات سخت و مثل یک مبارزه هم بوده است. همین حالا با صدای بلند به دنیا اعلام کن: زندگی خیلی آسان است! زندگی خیلی خوب است! تمام چیزهای خوب به طرف من می آیند!
چطور از راز استفاده کنیم؟ فرآیند خلق آرزوها : 1. خواسته ات را مطرح کن. 2. باور داشته باش به خواسته ات رسیده ای 3. احساس کن به خواسته ات رسیده ای
گام اول: خواسته ات را مطرح کن: اولین گام خواستن است. به دنیا فرمان بده. به دنیا خواسته ات را بگو. بگذار بفهمد چه می خواهی. آن وقت است که به خواسته ات پاسخ می دهد. تو واقعا چه می خواهی؟ بنشین و خواسته ات را روی یک صفحه کاغذ بنویس. جمله هایت را به زمان حال بنویس. می توانی اینطور شروع کنی: ((من در حال حاضر خیلی خوشحالم و از زندگی ام راضی ام چون... )) و بعد توضیح بدهی که دوست داری زندگی ات، در هر جنبه و حوزه ای، چطور باشد. اگر در مورد خواسته ات روشن نباشی، آن وقت قانون جذب نمی تواند چیزی را که می خواهی در اختیارت بگذارد. تو فرکانس در هم و برهمی می فرستی و به همین دلیل هم تنها می توانی نتایج درهم و برهمی جذب کنی.
واقعا جالب است. انگار دنیا کاتالوگی است که آن را ورق می زنی و می گویی: (( دوست دارم این تجربه را داشته باشم؛ دوست دارم این محصول را بخرم؛ دوست دارم چنین آدمی باشم. )) این تو هستی که به دنیا سفارش می دهی. واقعا به همین سادگی!
گام دوم: باور داشته باش به خواسته ات رسیده ای: باید صددرصد مطمئن باشی که به خواسته ات رسیده ای! باید بدانی چیزی که می خواهی، درست از همان لحظه ای که آن را طلب کرده ای، به تو تعلق دارد. باید در این مورد شک نداشته باشی؛ درست مثل وقتی که از روی کاتالوگ کالایی را سفارش می دهی چون می دانی که قطعا سفارشت را دریافت خواهی کرد و بعد هم به کارهای دیگرت می رسی. دنیا مانند آینه است و قانون جذب افکار حاکم بر ذهنت را به خودت منعکس می کند. بنابراین آیا عاقلانه نیست که خودت را طوری ببینی که انگار همین حالا به خواسته ات رسیده ای؟ وقتی یک بلیط سفر را از قبل می خری، یک ماشین مدل جدید را که هنوز به بازار نیامده پیش خرید می کنی یا قول نامه خانه ای را امضا میکنی، کاملا مطمئنی که آنها دیگر مال تو هستند و به همین خاطر باز نمی روی بلیط دیگری را پیش خرید کنی یا ماشین یا خانه دیگری را بخری. اگر در یک بخت آزمایی برنده شویی یا ثروت هنگفتی به تو برسد، بی هیچ تردیدی می دانی که این پول متعلق به توست، حتی قبل از اینکه اسکناس ها را به چشم خودت ببینی. این دقیقا همان حسی است که می گوییم در مورد خواسته ات باید داشته باشی.
شاید بپرسی چطور می توانم خودم را به نقطه باور برسانم؟ خیلی ساده است. ادای باور کردن رو در بیار! مثل بچه ها باش، و ادا در بیار. طوری رفتار کن انگار آن چیز همین حالا متعلق به توست. وقتی ادای باور کردن را در بیاری، کم کم با تمام وجودت باور می کنی که به خواسته ات رسیده ای.
تو می توانی چیزی را که می خواهی به دست بیاوری، به شرطی که بدانی چطور در افکارت برایش قالب بسازی. هیچ رویایی نیست که به حقیقت نپیوندد، به شرطی که یاد بگیری << نیروی خلق خواسته ها >> را در درونت به جریان بیندازی. یادت باشد، روش هایی که برای یک نفر موثر است، برای دیگران هم موثر خواهد بود. استفاده کامل و بی قید و شرط از چیزی که دارای کلید دست یابی به قدرت است. تنها در این صورت است که می توانی راه را برای بیشتر به جریان افتادن نیروی خلق آرزوها در وجودت باز کنی.
نیازی نیست بدانی که قرار است آرزویت چطور برآورده شود. لازم نیست بدانی هستی قرار است چه آرایشی تازه ای به خودش بدهد تا خواسته ات را برآورده کند. تنها کاری که لازم است انجام بدهی این است که با تمام وجود باور کنی به خواسته ات می رسی. گام سوم: احساس کن که به خواسته ات رسیده ای: گام سوم و مرحله نهایی در این روند << استقبال کردن>> از خواسته است. سعی کن در مورد رسیدن به خواسته ات احساس فوق العاده ای داشته باشی. سعی کن همان احساس را داشته باشی که وقتی برآورده می شود خواهی داشت. از همین حالا رسیدن به خواسته ات را احساس کن.
برای اینکه احساس کنی ماشین مورد علاقه ات را به دست آورده ای، به یک نمایشگاه اتومبیل برو و سوار ماشین دلخواهت بشو؛ یا برای ایجاد حس داشتن خانه دلخواهت برو و برای خانه ای که در ذهنت دوست داری داشته باشی وسیله بخر. هر کاری که لازم است انجام بده تا این حس را در درونت به وجود بیاوری که از همین الان چیز مورد نظرت را به دست آورده ای؛ و این حس را مدام حفظ کن.
هر چیزی که در طول تاریخ بشر اختراع یا خلق شده با یک فکر شروع شده است. از آن یک فکر راهی باز شده و آن چیز از عالم غیب به عالم واقعیت را یافته و تجلی پیدا کرده است.
با اطمینان کامل پایت را روی پله اول بگذار. لازم نیست تمام پلکان را ببینی. فقط قدم اول را بردار.
چقدر طول می کشد؟ آینشتاین می گوید زمان تنها یک تصور است.
دنیا برای آشکار کردن چیزی که می خواهی نیاز به زمان ندارد. بنابراین هر تاخیری که برای رسیدن به خواسته ات تجربه می کنی به خاطر تاخیر خودت در رسیدن به این باور، اطمینان و احساس است که آن چیز همان حالا متعلق به توست و حالا بستگی به تو دارد که بسامد افکارت را با بسامد چیزی که می خواهی منطبق بکنی یا نکنی. وقتی روی آن فرکانس قرار بگیری، آن وقت چیزی که می خواهی ظاهر می شود. اندازه برای هستی معنا ندارد. از نظر علمی، جذب کردن چیزی که در نظر ما بسیار بزرگ است از جذب کردن چیزی که بی نهایت کوچک است به هیچ عنوان سخت تر نیست. همه چیز به فکری که در ذهن تو می گذرد مربوط است. حرف هایی از این قبیل: (( این کار بزرگه و زمان می بره. )) و (( این کار کوچیکه؛ فقط کافیه یه ساعت وقت بذارم. )) اینها قوانینی هستند که ما وضع می کنیم. برای هستی هیچ قانونی وجود ندارد. کافی است که تو در خودت این احساس را ایجاد کنی که همین حالا به خواسته ات رسیده ای. آن وقت دنیا بی درنگ جواب می دهد و خواسته ات را، هر چه باشد، برآورده میکند.
روزت را پیشاپیش خلق کن!
روزت خودت را پیشاپیش خلق کن. برای این کار به این فکر کن که می خواهی روزت چطور بگذرد. با این کار زندگی ات را آگاهانه خواهی ساخت.
روش قدرتمند تجسم دلیل قدرتمند بودن تجسم این است که وقتی تو تصویرهایی در ذهنت ایجاد می کنی که در آنها خودت را در حالی می بینی که آرزویت برآورده شده است، افکار و احساساتی تولید می کنی که می گوید آرزویت هم اکنون برآورده شده است. تجسم در واقع به معنی افکار نیرومند و متمرکزی به شکل تصاویر است که موجب ایجاد احساساتی می شود که به همان اندازه همان افکار، نیرومند هستند. در حالت تجسم، امواج مثبت نیرومندی را به دنیا مخابره می کنی. قانون جذب این پیام ها را دریافت می کند و آن تصاویر را درست به شکلی که در ذهنت می بینی در دنیای واقعی به تو بر می گرداند. به اختراعات و مخترعین فکر کن: برادران رایت و اختراع هواپیما. جورج ایستمان و اختراع فیلم. توماس ادیسون و اختراع لامپ و در آخر آلکساندر گراهام بل و اختراع تلفن. تنها دلیل چیزهایی که اختراع یا خلق شده اند این است که کسی آن را در ذهنش مجسم کرده است. آن شخص تصویر نهایی آن اختراع را به طور واضح در ذهنش ساخته است و با نگه داشتن آن تصویر در ذهنش همه نیروهای هستی از طریق او این اختراع را به واقعیت تبدیل کرده اند. وقتی داری خواسته ای را در ذهنت مجسم می کنی، فقط و فقط روی نتیجه نهایی تمرکز کن. مثلا همین حالا به پشت دست هایت نگاه کن. به رنگ پوست، خال ها و لکه ها، رگ ها، انگشترها و ناخن هایت دقت کن. هیچ یک از جزئیات را جا نینداز. حالا چشم هایت را ببند و تجسم کن که دست ها و انگشت هایت روی فرمان اتومبیل مدل جدیدت قرار گرفته اند. تو باید کاملا احساس کنی که در اتومبیل مورد علاقه ات نشسته ای نه اینکه بگویی (( ای کاش فلان ماشین رو داشتم )) یا بگویی (( یه روزی اون ماشین مال من می شه. )) زیرا این حرفت احساس کاملا روشنی است که به آن تصویر مربوط می شود، تصویری که مربوط به آینده است نه به زمان حال. اگر چنین احساسی داشته باشی، آرزویت همیشه در آینده می ماند و هیچ وقت به واقعیت تبدیل نمی شود. اینکه آرزوها چطور به تحقق بپیوندد به هستی مربوط می شود. هستی همیشه از کوتاه ترین، سریعترین و هماهنگ ترین راه ممکن میان تو و خواسته ات خبر دارد. اگر همه چیز را به دست هستی بسپاری، از چیزی که به تو تحویل می دهد گیج و مبهوت می شوی. این همان چیزی است که می شود اسمش را معجزه گذاشت.
هیچ نیرویی نمی تواند از تحقق تصویری که در ذهنت داری جلوگیری کند مگر همان نیرویی که آن تصویر را در ذهنت ایجاد کرده، یعنی خودت.
جان اساراف : وقتی از قانون جذب آگاه شدم، تصمیم گرفتم واقعا آن را به کار بگیرم و ببینم نتیجه چه می شود. در سال 1995 چیزی ساختم که اسمش را وایت بورد تجسم گذاشتم. من تصویر یا عکسی از چیزی را که می خواهم به آن برسم روی وایت بورد می چسباندم. مثلا تصویر اتومبیل، منزل یا همسر دلخواهم را. هنوز هم همین کار را می کنم. هر روز در اتاق کارم می نشینم و به این تصویرها خیره می شوم و تمرین تجسم راشروع می کنم. موقع تجسم واقعا حالتی به من دست می دهد که انگار آن چیز دیگر مال من است.
فقط به خوشبختی و ثروت فکر کن می دانم اکثر مردم چه فکر می کنند. آنها می گویند: (( چطور می تونم پول بیشتری بدست بیارم؟ چطور می تونم سرمایه بیشتری داشته باشم؟ مگه می شه به این راحتی ثروتمندتر و خوشبخت تر باشم؟ درسته که من کارم رو دوس دارم ولی این ممکن نیست که از عهده همه قرض و قوله ها بربیام در حالی که می دونم میزان درآمدم سقفی داره و بیشتر از اون ممکن نیست. چطوره می تونم حقوق بیشتری بگیرم؟ )) این کار آسان است: بخواه تا بشود! این مورد بر میگردد به مسئله ای که در تمام طول کتاب در موردش صحبت کرده ایم. کار تو این است که به هستی بگویی دقیقا چه می خواهی. اگر یکی از چیزهایی که می خواهی پول است، بگو چقدر پول می خواهی. مثلا بگو: (( من می خوام 30 روز دیگه 25000 دلار به صورت غیره منتظره به دستم برسه. )) یا به هر صورت دیگری که می خواهی پول به دستت برسد فرقی نمی کند. مهم این است که باید با تمام وجود باور داشته باشی که به خواسته ات می رسی. اگر در گذشته فکر می کردی تنها راهی که ممکن است از آن پول به دستت برسد شغلت است، فورا این فکر را از ذهنت بیرون کن. هیچ می دانی که اگر به این طرز فکرت ادامه بدهی، همین فکر باید در زندگی ات تحقق پیدا کند؟ این طور فکرها به هیچ دردت نمی خورند. هدف اکثر مردم این است که از شر قرض و قوله هایشان خلاص بشوند. اما فکر کردن به چنین چیزی باعث می شود برای همیشه در قرض و قوله زندگی کنند. به هر چیزی که فکر کنی آن را به خودت جذب می کنی. تو می گویی: (( اما من می خوام از شر قرضام خلاص بشم. )) مهم نیست که می خواهی از شر آنها نجات پیدا کنی یا می خواهی بدهی داشته باشی. وقتی به بدهی فکر می کنی، بدهی بیشتری را به خودت جذب می کنی. به جای این فکر برای پرداخت قرض هایت برنامه ریزی کن و سپس همه حواست را متوجه ثروت و فراوانی کن.
منبع غیر مادی که همه ثروت های مرئی و قابل لمس از آن سر چشمه می گیرند هرگز تمام نمی شود و همیشه با توست و به اعتقادی که به آن داری و درخواست هایی که از آن می کنی پاسخ می دهد.
راز و روابط وقتی تو با خودت طوری رفتار می کنی که نمی خواهی دیگران آن طور با تو رفتار کنند، پس هیچوقت نمی توانی اوضاع را تغییر بدهی. رفتار تو نشان دهنده طرز فکرت است. پس اگر با خودت با عشق و احترام رفتار نکنی، این پیام را به بقیه می دهی که آدم چندان مهم، ارزشمند و لایقی نیستی. این پیام مرتب به دیگران ارسال می شود و تو هم مدام در موقعیت هایی قرار می گیری که مردم رفتار مناسبی با تو ندارند. رفتار دیگران فقط معلول هستند و علت آن طرز فکر توست. باید خودت را دوست داشته باشی و به خودت احترام بگذاری و این پیام را به دنیا بدهی. با این کار قانون جذب تمام دنیا را بر اساس خواسته جدید تو به حرکت در می آورد و زندگی ات پر از کسانی می شود که دوستت دارند و به تو احترام می گذارند. خیلی از مردم به خاطر دیگران از خواسته هایشان می گذرند و فکر می کنند آدم های خوب باید این طوری رفتار کنند. اما این کار اشتباه است! وقتی خودت را نادیده می گیری، انگار کمبودی را احساس می کنی و این پیام را به دنیا می دهی که << دیگران به اندازه کافی ندارن پس منم از خواسته هام می گذرم. >> این احساس خوبی نیست و در نهایت باعث رنج و عذاب می شود. باید بدانی که برای همه به اندازه کافی هست و هر کس مسئول است که خودش برای رسیدن به خواسته هایش تلاش کند. تو نمی توانی به جای کس دیگری سعی و تلاش کنی چون نمی توانی به جای او فکر یا احساس کنی. به خودت و خواسته هایت توجه کن. وقتی احساس خوب خودت را در اولویت قرار می دهی، همین احساس خوب را به بقیه هم منتقل می کنی.
برای اینکه از عشق دیگران بهره ببری... باید اول خودت را از عشق لبریز کنی.
بدون شک برای بعضی از مردم تصور عشق ورزیدن به خود تصوری بسیار خودخواهانه است و مشکل به نظر می رسد. با این حال می توانیم به این موضوع با دید دیگری نگاه کنیم. آن وقت متوجه می شویم که مراقبت از خودمان، که دستوری از جانب خالق هستی است، در حقیقت مراقبت از دیگران است و در واقع تنها راهی است که می توانیم از طریق آن به دیگران کمک کنیم.
لیزا نیکولز : همیشه انتظار داشتم همسر و دوست هایم زیبایی هایم را به من نشان دهند چون خودم آنها را نمی دیدم. وقتی داشتم بزرگ می شدم، قهرمان های زندگی ام هنرپیشه های زن و مرد فیلم ها بودند و با اینکه همه آنها شخصیت های فوق العاده ای داشتند اما هیچ شباهتی به من نداشتند. تا این که عاشق لیزا شدم، عاشق خودم. عاشق پوست قهوه ای، لب کلفت و موهای سیاه مجعدم شدم و پس از آن بود که احساس کردم همه دنیا نیز عاشق من است. بیشتر اوقات ما به دنبال آن هستیم که دیگران خوشبخت مان کنند و بیشتر اوقات آنها نمی توانند خوشبختی را که ما به دنبالش هستیم برایمان ایجاد کنند. چرا؟ چون فقط یک نفر مسئول شادی و سعادت ماست و آن یک نفر خودمان هستیم پس والدین، همسر یا فرزند نمی توانند خوشبختی ما را رقم بزنند. آنها فقط این شانس را دارند که در سعادت ما سهیم شوند. خوشبختی فقط در درون ماست. راز و سلامتی بدن ما در حقیقت محصول تفکرات ماست. علم پزشکی اکنون به این حقیقت پی برده است که نوع افکار و احساسات ما تعیین کننده ماهیت و ساختار فیزیکی و عملکرد بدن ماست. تاثیر دارونما در درمان افراد بر ما پوشیده نیست. داروی کاذب دارویی است که مانند آب نبات ظاهرا هیچ تاثیر مثبت یا منفی روی بدن ندارد. دکتر به بیمار می گوید که دارو برایش مفید است و در نتیجه گاهی اوقات تاثیر دارونما اگر بیشتر از داروی اصلی نباشد کمتر نیست. محققین متوجه شده اند که ذهن انسان بزرگ ترین عامل در روش های درمانی و گاهی هم موثرتر از داروست.
وقتی کسی به شدت بیمار است. علاوه بر درمان با دارو روش دیگری هم در اختیار دارد و آن این است که در ذهن و طرز تفکر خود به جستجوی علت بپردازد. اگر پای مرگ و زندگی در میان است، درمان با دارو مسلما روش عاقلانه تری است و در عین حال در کنار آن می شود به درمان روح بیمار نیز پرداخت. بنابراین ما نمی خواهیم درمان های دارویی را رد کنیم. هر کدام از روش های درمانی جای خود را دارد.
هزاران نوع بیماری و نیز هزاران نوع تشخیص گوناگون برای درمان آنها وجود دارد اما وجه مشترک همه بیماری ها ضعیف شدن ارتباط زنجیره ای اعضای بدن است. ریشه تمام بیماری ها یک چیز است: استرس. اگر به سیستم بدن فشار و استرس وارد شود، بالاخره یکی از حلقه های زنجیره می شکند. هر استرسی با یک فکر منفی شروع می شود. یک فکر منفی افسار گسیخته به ذهن هجوم می آورد و همراه خودش زنجیره ای از افکار را به دنبال می آورد تا اینکه استرس ظاهر می شود. استرس معلول است اما علتش تفکرات منفی است که خودش ناشی از همان فکر منفی اولیه است. مهم نیست که چقدر فکر منفی تولید کرده ای چون می توانی آنها را بایک فکر مثبت تغییر بدهی. کار را با یک فکر مثبت شروع کن و بعد زنجیره ای از افکار مثبت را به وجود بیاور.
همیشه به خاطر داشته باش که هر فکر ناخوشایندی مثل سم ذره ذره در بدن نفوذ می کند.
دکتر جان دیمارتینی : همیشه می گویم که بیماری لاعلاج یعنی بیماری که باید از (( درون )) درمان شود.
راز و دنیا
هر چه بیشتر با چیزی مخالفت کنی یا برای از بین بردن چیزی مبارزه کنی، تداوم آن را بیشتر می کنی.
مقاومت در برابر هر واقعیتی مثل این است که سعی کنی آن را تغییر بدهی در حالی که آن چیز وجود دارد و تلاش تو بی حاصل است. به جای این کار باید از درون به واقعیت موجود نفوذ کنی، یعنی با افکار و احساست پیام جدیدی را به دنیا بدهی و واقعیت تازه ای را خلق کنی. پس اگر می خواهی ضد جنگ باشی، از صلح طرفداری کن. اگر می خواهی با گرسنگی مبارزه کنی، از کسانی طرفداری کن که غذای کافی برای خوردن دارند. اگر مخالف سیاستمدار خاصی هستی، از رقیبش طرفداری کن. بیشتر اوقات نتیجه انتخابات به نفع کسی می شود که مردم در مخالفت با او تظاهرات می کنند چون او همه انرژی و توجه آنها را دریافت می کند.
نعمت های هستی بی انتهاست زیبایی قانون جذب در این است که بهره و فایده اش بی نهایت است و به هم می رسد. این دورغ مثل خوره به ذهن بشر افتاده که << چیزهای خوب اون قدر زیاد نیست که به همه مردم برسه، چیزهای خوب کمه، محدوده و خلاصه کافی نیست. >> و به خاطر همین دروغ مردم با ترس و طمع و تنگ نظری زندگی می کنند و همین حس ترس و طمع به صورت های مختلف در زندگی شان تحقق پیدا می کند. برای همین است که دنیا تبدیل به کابوس می شود. اما حقیقت چیز دیگری است. بیشتر از آنچه که می توانی تصورش را بکنی ذهن خلاق، قدرت، عشق و لذت وجود دارد. همه این چیزها به سراغ ذهنی می رود که از طبیعت محدودیت ناپذیرش آگاه است.
اصل و جوهر قانون جذب در این است که تو باید به وفور و فراوانی فکر کنی، آن را احساس کنی و باور داشته باشی. نگذار حتی ذره ای از احساس محدودیت به ذهنت راه پیدا کند.
راز و تو وقتی به دنیای دور و برمان یا حتی به بدن خودمان نگاه می کنیم، چیزی که می بینیم فقط قسمت کوچکی از نوک کوه یخی است که قابل دیدن است. یک لحظه به این موضوع فکر کن. به دستت نگاه کن. به نظر یک چیز جامد و ثابت است، در حالی که واقعا اینطور نیست. اگر در زیر میکروسکوپ به آن نگاه کنی، انبوهی از انرژی های در حال ارتعاش را خواهی دید. همه چیز خواه دستت باشد یا اقیانوس یا یک ستاره، دقیقا از یک چیز مشابه ساخته شده اند. همه چیز انرژی است. بگذار کمی توضیح بدهم تا بهتر متوجه شوی. کل جهان را در نظر بگیر، کهکشان ها، سیاره ها و سپس آدم ها و بعد درون بدن مان، اندام های حیاتی و آنگاه سلول ها و بعد مولکول ها و اتم ها و دست آخر هم انرژی. بنابراین ظاهرا لایه های مختلفی در این دنیا وجود دارد ولی در واقع همه چیز انرژی است. اما واقعیت شگفت انگیز این است. وقتی در مورد چیزی که می خواهی فکر می کنی و آن فرکانس را تولید و منتشر می کنی، باعث می شوی انرژی چیزی که می خواهی نیز با همان فرکانس به ارتعاش درآید و به سمت تو حرکت کند!
اگر می خواهی این انرژی را لمس کنی و نسبت به آن آگاه شوی، باید مانند سیمی باشی که جریان در آن برقرار است. کل هستی یک سیم است که در آن انرژی لازم و کافی برای تک تک انسان ها، در هر وضع و شرایطی، جریان دارد. وقتی ذهن شخص با ذهن جهانی تماس برقرار می کند، کل این انرژی را دریافت می کند.
بیشتر انسان ها خودشان را جسم شان تعریف می کنند، ولی تو فقط یک جسم نیستی. زیر یک میکروسکوپ تو توده ای از انرژی هستی. چیزی که ما در مورد انرژی میدانیم این است: تو پیش یک دانشمند فیزیک کوانتوم می روی و می پرسی: (( چه چیزی دنیا را بوجود می آورد؟ )) و او می گوید: (( انرژی )). می گویی: (( خب در مورد انرژی توضیح بده )). می گوید: (( چیزی که بوجود نمی آید و از بین نمی رود، همیشه بوده و هست، هر چیزی که از قبل وجود داشته است، همیشه وجود دارد، ازشکلی به شکل دیگر در می آید و تغییر حالت می دهد. سپس پیش یک عارف و خداشناس می روی و می پرسی (( چه چیزی جهان را خلق کرده؟ )) و او خواهد گفت: (( خدا )). می گویی (( خب، خدا را شرح بده )) می گوید: (( همیشه بوده و همیشه هست، به وجود نمی آید و از بین نمی رود، چیزی که همیشه بوده و همیشه خواهد بود. )) این همان تعریف انرژی است منتها با واژه هایی متفاوت.
تو گذشته ات نیستی خیلی از مردم فکر می کنند همیشه در زندگی قربانی شده اند و معمولا هم شاهدشان گذشته شان است، مثلا شاید مورد سوء استفاده والدین شان قرار گرفته باشند یا در خانواده ای ناهنجار بزرگ شده باشند. روانشناسان معتقدند 85% خانواده ها ناهنجارند. بنابراین می بینی که خیلی هم شرایطت خاص نبوده. کسی که ذهنش را روی قسمت تاریک زندگی متمرکز کرده است، کسی که بارها و بارها بدشانسی و بدبختی گذشته اش را تکرار کرده است در واقع دارد برای وقوع این بدشانسی ها در آینده نیز دعا می کند. اگر تو هیچ چیز جز بدبختی در آینده نبینی، داری برای وقوع آن دعا می کنی و مطمئنا به آن خواهی رسید. تو طراح سرنوشت خودت هستی. تو نویسنده کتاب زندگی ات هستی. داستان را تو می نویسی، قلم در دست توست و پایان داستان هم همان است که تو انتخاب می کنی.
از افکارت آگاه باش همه قدرت تو در این است که از قدرتت با خبر باشی و بتوانی آن را در ضمیر خودآگاهت نگه داری. اگر ذهنت را رها کنی، مانند قطاری بی ترمز عمل خواهد کرد. می تواند تو را به سوی افکار گذشته ات ببرد و بعد با حفظ تصاویر اتفاقات بد گذشته و تاباندن آنها به آینده ات تو را بسوی افکار آینده ببرد. این افکار کنترل نشده دنیایت را می آفرینند. وقتی هوشیار باشی، در لحظه حال سیر و زندگی می کنی و از اینکه به چه چیزی فکر می کنی آگاه هستی. کنترل افکارت را بدست می گیری و این همان منشا قدرت توست.
قدرت تو در افـکار تـوست بنابراین یادت باشد همیشه هوشیار باشی و مراقـب باشی که به چـه چیزی فکر می کنی. به عـبارت دیـگر << یادت باشد که یادت نرود >>
راز و زندگی نیل دونالد والش : هیچ تخته سیاهی در آسمان وجود ندارد که خدا هدف و ماموریت تو را در زندگی روی آن نوشته باشد. هیچ تخته سیاهی در آسمان نیست که روی آن نوشته شده باشد (( نیل دونالدوالش، مرد خوش تیپی که در اوایل قرن بیستم و یکم زندگی می کرد، کسی که... )) همه کاری که من باید انجام بدهم این نیست که بفهمم اینجا چه کار می کنم و چرا اینجا هستم، که آن تخته سیاه را پیدا کنم و ببینم خدا واقعا برای من چه سرنوشتی رقم زده است. این تخته سیاه واقعا وجود ندارد. بنابراین هدف تو همان چیزی است که می گویی. ماموریت تو همان ماموریتی است که خودت به خودت می دهی. زندگی تو دقیقا همان چیزی خواهد شد که خودت آن را می آفرینی. باید تخته سیاه زندگی ات را هر جور که می خواهی پر کنی. اگر آن را با تجربه ها و اتفاقات بد گذشته پر کرده ای، همه را پاک کن. هر چیزی از گذشته را که کمکی به تو نمی کند پاک کن و شکرگزار باش که آن اتفاقات و تجربه ها تو را به اینجا و به یک شروع دوباره رسانده اند. حالا یک لوح خالی و سفید در اختیار توست. همه چیز را از اول شروع کنی، همین جا، همین الان، چیزهایی را که از آنها لذت می بری پیدا کن و آنها را به زندگی ات بیار!
دکتر جان هگلین : شادی و خوشبختی درونی در واقع سوخت مورد نیاز برای رسیدن به موفقیت است.
باب پراکتور : از زندگی لذت ببر. چون زندگی پدیده خارق العاده و شگفت انگیزی است. زندگی یک سفر با شکوه است.
عظمت خودت را دریاب زمین به خاطر تو در مدارش می گردد. جزر و مد اقیانوس ها به خاطر توست. پرنده ها به خاطر تو آواز می خوانند. خورشید برای تو طلوع و غروب می کند. ستاره ها به خاطر تو می درخشند. هر چیز زیبایی که می بینی، هر چیز فوق العاده ای که در زندگی تجربه می کنی فقط به خاطر تو خلق شده است. نگاهی به دور و بر بینداز. هیچکدام از اینها بدون تو نمی توانستند وجود داشته باشند. مهم نیست قبلا در مورد خودت چه فکری می کرده ای، مهم این است که الان حقیقت خودت را می دانی. تو آفریننده و مسئول جهان هستی. تو وارث پادشاهی دنیا هستی. تو کمال زندگی هستی و تو اکنون راز را می دانی. تو خود قدرت خواهی بود، خود کمال، خود دانایی، خود هوش، خود عشق و خود لذت و خوشی، خوشبختی و سعادت همواره با تو باد!
|
|
حق نشر این سایت برای باشگاه کوهنوردی آرش سنندج محفوظ است. info@arashsanandaj.com |